همايش چشمه حكمت، بررسي آرا و شخصيت امام موسي صدر
زمان 12 اسفند 1387 ساعت 13:30
مكان: مهديه دانشگاه شاهد تهران
امام موسی صدر
همايش چشمه حكمت، بررسي آرا و شخصيت امام موسي صدر
زمان 12 اسفند 1387 ساعت 13:30
مكان: مهديه دانشگاه شاهد تهران
دانشگاه شاهد با همکاری دبیرخانه همایش چشمه حکمت و کانون مهدویت یاسین برگزار می کند :
فراخوان مقاله نویسی
پیرامون آرا و شخصیت امام موسی صدر
(آثار برتر در کتاب های موسسه فرهنگی ، تحقیقاتی امام موسی صدر چاپ خواهد شد)
موضوعات :
1- حکومت در اندیشه امام موسی صدر
2- تقریب در اندیشه و عمل (شیعیان و اهل سنت)
3- انسان از دیدگاه امام موسی صدر
4- فلسطین و مقاومت از نگاه امام موسی صدر
5- امام موسی صدر و سید جمال روشها و اختلافها
6- انتظار در اندیشه و سیره ی امام موسی صدر
7- موضوع آزاد
آخریت مهلت ارسال چکیده مقالات 10/12/87
آخرین مهلت ارسال کامل مقالات 20/1/88
علاقمندان می توانند مقالات خود را به صورت لوح فشرده به معاونت فرهنگی دانشگاه ارسال یا نسخه چاپی را به آدرس الکترونیکی دبیرخانه چشمه حکمت ارسال کنند .
آدرس : بزرگراه خلیخ فارس – روبه روی حرم مطهر امام خمینی – دانشگاه شاهد – معاونت فرهنگی دانشگاه شاهد
cheshmehehekmat@yahoo.com
09374655638
فعالیت این بزرگوار(امام موسی صدر) با احیاء شعائر دینی در منطقه جنوب و خصوصاً شهر صور
آغاز گردید. امام از مردم دعوت نمود تا در برنامههای ویژه شبهای پنج
شنبه و جمعه نادی امام صادق (ع) شركت كنند. آنگونه كه
نقل میكنند، ظاهراً در روزهای اول استقبال چندانی نشده بود. به همین جهت
امام صدر خطاب به مردم گفته بود: «مردم عزیز! تعلیم و
تعلم یكی از امور مقدس نزد خداوند متعال است! مایلم دور هم
بنشینیم و با یكدیگر در باره اسلام صحبت كنیم! اگر سؤالی داشتید و
یا دلتان خواست مطلبی را یاد بگیرید، در خدمت تان هستم! اگر هم با معارف
اسلامی آشنا هستید و دیگر سؤالی باقی نمانده است، بیایید تا من از شما
استفاده كنم!
مردم بعد از مدتی كوتاه، با مشاهده برنامههای
ابتكاری و خصوصاً اخلاق امام صدر شدیداً جذب شدند! از همان ایام مراسم
نماز ظهرِ روز جمعه در شهر صور به راه افتاد. بعد از آن بود كه امام به
فكر تجدید سازمان جمعیت خیریه بر و احسان، و همچنین احداث انواع مدارس
پسرانه و دخترانه افتاد.
استاد یوسف حسین (معاون شهید چمران( +
امام موسی صدر بر اين باور بود كه علاوه بر فطرت انسان، قوای نامرئی بسياری در زير فرمان و اطاعت مردان الهی قرار دارد و در راه تحقق آرمانهای انسانساز، آنان را ياری ميكند. از اين رو نبايد از ادامه راه حق و آئين راست به خاطر تنهایی وحشت داشت، بلكه بايد در اين راه قدم برداشت و استقامت و تلاش از خود نشان داده و اين برداشتی بود كه وی آن را از آيات قرآنی و احاديث چهارده معصوم (عليهمالسلام) دريافته بود و در عمل نيز به تجربه و حس به آن دست پيدا كرده بود.
او اضافه بر تلاش و استقامت
در راه تحقق آرمانهای اسلامی و استفاده از سبك نوين و بكارگيری ذوق و هنر مقتضي،
يك موضوع مهم ديگر را نيز شرط اساسی اين راه مقدس و پيروزی در آن ميدانست و
آن
پاكی انگيزه و اخلاص هر انسان حركتآفرين بود. وی به حق به اين برداشت و باور خود،
ايمان كامل داشت و در عمل نيز اين را از خود آشكار ميساخت. او با همين تلاش و
اخلاص مداوم توانست عناصر غيبی و ظاهری جهان آفرينش را به كمك و حمايت خويش
برانگيزد و كلام راستين خود را در قلوب تودههای ميليونی مردم محروم رسوخ داده و
خود نيز در دلهای آنان حكومت بيقيد و شرط داشته باشد.
فصل دوازدهم کتاب "امام موسی صدر ، امید محرومان "نوشته عبدالرحیم اباذری +
... نخستین بار كه سخنرانی امام موسی
صدر توجه مرا به خود معطوف كرد، زمانی بود كه در میان جمعی سخن می گفت كه اغلب
آنان مسیحی بودند. ایشان «انسان» را خطاب قرار داده بود و به یاد ندارم كه در آن
سخنرانی به آیه ای از قرآن استناد كرده باشد. چنین روشی را در میان هیچ یك از
علمای مسلمان نشنیده و نخوانده بودم. با خود گفتم: در حضور پیشوایی ایستاده ام كه
قادر است اندیشه های انسانی را مبنای گفت وگو قرار دهد، تنها به «مسجد» محدود نشود
و از آن فراتر رود.
...
به یاد دارم كه در اوایل دهه ۱۹۷۰م و در
یكی از روزهای تابستان، امام در دانشكده دخترانه بیروت درباره «اسلام» سخنرانی می
كرد. جلسات آن سلسله مباحث از سوی « سلوی نصار» ترتیب داده شده بود. ایشان در
سخنان خود به این موضوع اشاره كردند كه « در مسیحیت مفهوم دوگانه خیر و شر وجود
دارد، زیرا انجیل یوحنا، ابلیس را رئیس این جهان نامیده است.» من كه نمی خواستم در
حضور جمع با امام بحث كنم، وقتی تنها شدیم به ایشان عرض كردم: « ابلیس، پیش از
رانده شدن از درگاه الهی رئیس جهان نامیده شده است و آن زمانی بوده كه فرشتگان
عهده دار امور هستی بوده اند. به هر تقدیر در انجیل چهارم، مراد از « جهان»، جهان
گناه و خطا بوده است. بدین ترتیب برخلاف عقاید پیروان زرتشت و مانی، دوگانگی جهان
ماورای طبیعت، در مسیحیت مورد پذیرش نیست.» امام با شنیدن سخن من، بلافاصله از زیر
قبای خود قلمی طلایی رنگ بیرون آورد و آن جمله را خط زدند. تواضع و فروتنی ایشان
مرا شگفت زده كرد و دریافتم كه هر گاه حقیقتی برایش آشكار شود، بر آن گردن می نهد.
موسی صدر
خیلی خوش تیپ بود. حالا لیبی (قذافی) یا گمش كرده یا كشتدش، نمیدونم. غروب بود. موسی صدر
اومد، در زد. اون یكی از زیباترین مردهای دنیا بود.چشمهای خاكستری، درشت، زیبا. لباس آخوندیش هم شیك، از این سینه كفتری ها. من در رو
باز كردم. گفتم ببینم! شما امامی، پیغمبری! تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید. گفت:
جلال هست؟گفتم: آره، بیا تو. اومد تو. نیمام كه همیشه اینجا بود.
دیگه من
نرسیدم چایی به نیما بدم.نیما تو خاطراتش نوشته كه: سیمین محو جلال امام موسی صدر شد و
چایی ما رو خودش نداد و منم چایی نخوردم. موسی صدر سه چهار روز اینجا موند. نیما
خیلی حسودیش شد. نیما خیلی وسواسی بود.باید چایی رو خودم میریختم. تفاله نداشته باشه. سرش هم اینقد خالی باشه. خودمم میدادم بهش.من
محو جمال صدر شدم. خیلی زیبا بود. بعد سه چهار روز موند و بعد ما رفتیم قم. او رئیس
نهضت امل در لبنان بود. سووشون رو او به عربی ترجمه كرد. آورده بود برامون. بعد ما رو به قم دعوت كرد كه دیگه بیرونی و اندرونی بود. ولی
میدیدمش. شام و نهار اینا میدیدیمش.
خاطره سیمین
دانشور از امام موسی صدر
منبع: مجله
گوهران(ویژه نیما یوشیج)،۱۳دی۱۳۸۵ +
...وقتی به لبنان آمدم و سیدموسی به
دیدارم آمد، روابط گذشته مان را از سر گرفتیم و دوباره صمیمی شدیم. در آن زمان از
نظر سیاسی اختلافاتی با هم داشتیم، بی آنكه این اختلاف بر دوستی ما تاثیری بگذارد.
زیرا كه از ویژگی های ممتاز او سعه صدر و ذهن باز او بود. شاید با او اختلاف پیدا
می كردی اما این اختلاف نظر را به دلش راه نمی داد. دل بزرگی داشت و طبیعی است كه
به عنوان یك انسان برای مخالفین و دشمنانش ناراحت می شد. اما از نظر ذهنی فراتر از
هرگونه كدورت و رنجیدگی بود. روابط ما ادامه یافت و هیچ گاه از یكدیگر نبریدیم،
زیرا اختلاف نظر ما جنبه شخصی نداشت و از اختلاف اساسی در دیدگاه هم ناشی نبوددر
آن زمان اختلاف بر سر برخی القابی بود كه سید موسی درباره مقامات دینی جهان به كار
می برد كه به نظر من مناسب فضای اسلامی نبود. علاوه بر این درباره اوضاع آن روز
لبنان نیز اختلاف داشتیم. ...
وقتی كه امروز برخی از این ملاحظات را بررسی می كنیم، در می یابیم كه این اختلافات
ناشی از روشن نبودن وضعیت آن زمان بود، چنان كه اگر ما هم در جایگاه سید موسی صدر
بودیم، بسیاری از كارهایی را كه وی در آن دوران انجام داد، انجام می دادیم. از
جمله كارهای سید موسی صدر این بود كه به شكل بارزی توانست با دانش و بینش خود
بسیاری از مفاهیم اسلامی را با چارچوب معنوی و اجتماعی آن وارد عرصه مسیحیت كند.
در كلیساها حاضر می شد و درباره ابعاد معنوی اسلام كه با ابعاد معنوی مسیحیت مشترك
بود، سخنرانی می كرد. گویی او عالمی مسیحی است كه مسیحیان را موعظه می كند، بی
آنكه از اسلام و تفكر اسلامی دور شود.
علامه سید محمد حسین فضل الله ،مرجع شیعیان لبنان / روزنامۀ شرق +
شما تصور مى کنید که حق مطلق، خود به خود و بدون تلاش، پیش مى رود؟ این حرف درست نیست آقا! بنده عبارتى از پیغمبر اکرم صلواتالله علیه در روز "بدر"براى آقایان مىخوانم، ببینید از این حرف چه در مىیابید. پیغمبر ص در این دعا مىفرماید که: "اللهم ان تهلک هذه العصابه فلن تُعبد بعد." یعنى خدایا، اگر این دسته کشته شوند، کسى دیگر عبادتت را به جا نمىآورد. عجب! معلوم مىشود که اگر مردانى، محمدى، فداکارانى و اصحابى براى دین خدا تلاش نکنند، خدا عبادت نخواهد شد! دیگر از عبادت خدا که ما چیزى بر حقتر نداریم؟ پس این که دل ببندیم که دین ما حق است، مذهب ما حق است و خود به خود راه خودش را باز مىکند، به نظر بنده درست نیست. خیر. اگر ما تلاش نکنیم، همین دین حق و همین مذهب حق، آنطور که لازم است پیش نمىرود، یا کمتر پیش مىرود.
امام موسي صدر +
ما اصلا خواب هستیم! این کارهایى که حالا مىخواهیم بکنیم باید 50سال پیش، بلکه 150سال پیش، شروع مىکردیم. امیدوارم که به سرعت پیش برویم... حقیرترین و بىمایهترین مذاهب دارند.
فرزندانمان را از دست ما خارج مىکنند. بنده در اصفهان و در شیراز مشاهده کردم که تبلیغات بهاییها شدیداً نظم و وسعت دارد، با هیئتهاى 9نفرى، سفرهاى تشویقى، و اینجور بازیها.
باید در مقابل اینها آماده شد. اگر فرزند این دنیا هستیم، دنیایى که والسماء رفعها و وضع المیزان (55: 7) دنیایى که همه چیزش منظم است، اگر منظم نباشیم، محکوم به مرگیم و فرزند این دنیا نیستیم. در عصرى که همه چیزش به صورت مؤسسه درآمده، باید خودمان را سازمان دهیم و منظم کنیم...
امام موسي صدر +
نبرد ما با اسرائیل، ادامه نبرد امام حسین است. آن ها
درباره حسین می گفتند: «خرج عن حده فقتل بسیف جده» (او از خد و حدود خود تجاوز کرد
و با شمشیر جدش کشته شد.) این حكمی بود كه در محكمه برای امام حسین صادر كردند. میگفتند
چرا عصیان میکنی؟ چرا نمی گذاری مردم شادمان باشند؟ چرا نمی گذاری مردم نماز
بگزارند و روزه بگیرند؟ حج بر جای آورند و زكات بپردازند؟ ای حسین چرا این کار را
میکنی ؟ از این همه نبرد و درگیری چه نتیجهای میگیری؟
من آمده ام تا به شما هشدار دهم كه اسرائیل هم همان حرف را
می زند: بیایید با هم زندگی كنیم، بیاید با هم زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم! آیا
این حرف ها از دولتی که بر اساس اشغال گری و تعدی و طمع و زیاده خواهی است، پذیرفتنی
است. اسرائیل می گوید من بالاتر از دیگر انسان ها هستم. همه آدمیان باید تحت سلطه
من باشند. پس این نبرد امام حسین در عصر ماست. ما چیزی را از سلسله نبرد حق و باطل
جدا نمیكنیم؛ چنان كه به حسین در نبردش با یزید می گوییم: " السلام علیك یا
وارث آدم صفوة الله. "
امام موسی صدر +